الشيخ علي المشكيني
218
تفسير روان (فارسى)
حضور در قيامت است . و ذكر ناسپاس بودن انسان در اينجا مبيّن اين است كه گذشت هر يك از حالات سه گانه بر انسان نعمتى است براى او كه كفران شده است ، زيرا احياى اول و آوردن انسان به صحنهء وجود علاوه بر آنكه خود اعطاى وجود نعمت است ، قرار گرفتن او تحت هدايت خداوند و تربيت انبياى الهى و رسيدن او به مراحل بالايى از كمالات نعمت است و چه نعمتى بالاتر از اين ؟ و چون انسان عمل به وظايف كرد و مراحل كمالات را پيمود و طبق وعدهء حق مستحق پاداشهاى نيكو گرديد به گونهاى كه اين جهان صلاحيت و گنجايش استيفاى آن را نداشت ، ميراندن او از اين جهان و زندهكردنش براى دخول در عالمى وسيعتر و بالاتر و ابدى كه بتواند نتيجهء زحمات خود را ببيند نعمتى است بزرگتر از اول . و چون اغلب انسانها توجه به اين نعمتها ندارند و برخى هم سپاس نمىگزارند ، او را ناسپاس و كفور خوانده است . و در اين كتاب كريم نظير اين آيه زياد است مانند آيهء 28 سورهء بقره و 26 سورهء جاثيه . [ روش رفتار با صاحبان اديان ] لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكاً هُمْ نَاسِكُوهُ فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِى الْأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدىً مُّسْتَقِيمٍ مراد از منسك در اينجا شريعت است و مراد از « كلّ امّة » امتهاى پيامبران است مانند امت نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمّد صلى الله عليه و آله نه ملتهاى مختلف دنيا در وقت نزول آيه . معناى آيه : اى پيامبر ، براى هر امتى از امم گذشته شريعت خاصى به تناسب زمان و مكان و افكار و استعداد جامعهء آن عصر قرار داديم كه بدان عمل مىكنند ، يعنى و هر شريعتى طبق حكمت و مصلحت و قانون تكامل و تبعيت نظام تشريع از نظام تكوين ناسخ شريعت پيش است ، پس نبايد كفّار و اهل كتاب در امر شريعت با تو نزاع و جدال كنند . و مردم را به سوى پروردگارت دعوت نما ، زيرا تو بر هدايت مستقيمى قرار دارى يعنى بر هدايت به راه و شريعت مستقيم . وَإِن جَادَلُوكَ فَقُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ يعنى : اى پيامبر ، اگر با تو دربارهء شريعت و كتابت پس از آنكه بر آنها اتمام حجت